تبليغاتX
MY LOVE


MY LOVE





درد و دل


آثار بجامانده از يك عاشق


دوستان

سارا
همکلاسیها
ریحانه
عاشقانه یا پر از نفرت؟
عاشقانه ها(ماندانا)
مسعود
ایلیا(آسمان برفی)
مریم(پنجره)
حمید(دنیا)
فرزانه عشق
رها(دل بهونه های من و..........)
ستاره
سارا ناز
بی مزه
یاسمن
دریا دل....دریا دل بمان
عاشق ترین
عشق من....الناز....
جمله های عاشقانه....مهدی.....
نرگس
وبلاگ تخصصی رایانه
هلن
پریسا
تا شقایق هست زندگی باید کرد
ساقی
AGNA
la la la love
مهدیه
مدل لباس زنانه
پرتال تفریحی
دختر شیطون
گلناز
شقایق
علی تنها
یا تو یا هیچکس
عشق من (میترا)
کودکی دوره خوب
:: تمام دوستام ::


I LOVE U :


آمار وبلاگ :

مردي در جهنم بود كه فرشته اي براي كمك به او آمدو گفت من تو را نجات مي دهم براي اينكه تو روزي كاري نيك انجام داده اي فكر كن ببين آن را به خاطر مي آوري يا نه؟
او فكر كرد و به يادش آمد كه روزي در راهي كه ميرفت عنكبوتي را ديداما براي آنكه او را له نكند راهش را كج كردو از سمت ديگري عبور كرد.
فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتي پايين آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگير و بالا بروتا به بهشت بروي.مرد تار عنكبوت را گرفت در همين هنگام جهنميان ديگر هم كه فرصتي براي نجات
خود يافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بيفتد.كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد فرشته با ناراحتي گفت تو تنها راه نجاتي را كه داشتي با فكر كردن به خود و فراموش كردن ديگران از دست دادي.ديگر راه نجاتي براي تو نيست و بعد فرشته ناپديد شد.


نويسنده: P.K مورخ: Thu 1 May 2008 در ساعت: 9 PM
|+|